بی نام تو نامه کی کنم باز

عيد سعيد مبعث مبارک باد

سلام بر دوستان گلم <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

فرا رسيدن عيد مبعث را به شما تبريک عرض ميکنم. مقاله ای که پيش رو داريد متن دستنويسی بوده که در سال ۷۹ بمناسبت مبعث نوشتم . اين دو روز برا پيدا کردن و اماده نمودنش صرف شد. حيف ديدم شما هم نظری به ان نداشته باشين و منو با نظرات مفيد و سازنده خودتون راهنمائی نکنين. ممنونم از بذل توجه تون.

 

بسمه تعالي

بعثت انبياء

اراده تاريخى تحقق خلافت دائمى

 

طرح موضوع

آنگاه كه خدا آدم را آقريد و او را از نعمات بهشتى متمتع گرداند قواعدى براى تنظيم رفتارى وى وضع و رفتار او را قانونمند نمود ولى بدنبال تخطى از اين قواعد وى را به زمين تبعيد ولي با وحى خود او را از هدايت خود بهره مند ساخت.                         .

                                            

با گسترش جوامع بشرى در تاريخ با خصيصه اجتماعى بودن انسانها و نياز به تعاون و همبستگى در ادامه حيات بمرور ضرورت استقرار نظاماتى را ايجاب ميكرد كه تنظيم كننده

روابط ميان آنان باشد .                                                  .

                                             

در پاسخ به اين خواست و نياز براساس" يدبرالامر من السماء الى الارض" تدبير امور از آسمان به سوى زمين نيز گسترش يافت. تجلى اين تدبير الهى با نهضتهاى انبياء درتاريخ، بعنوان رهبران راستين از ميان مردم، با برنامه عمل مشخص و سازنده ، به منصه ظهور رسيد. انبياء موجودات آسمانى نبودند كه براى رستگارى مردم برگزيده شده باشند، از متن مردم بشرى از جنس خودشان بودند كه بواسطه كسب شايستگى هاى اخلاقى و روحى و امتياز وحى، مسئوليت هدايت و رهبرى مردم را عهده دار شدند.

 

انزال كتاب و حكمت، تلاوت آيات و بينات، بشارت و انذار، بعنوان ابزار گفتگوى ميان انبياء ومردم رمز باور قلبى و گرايش عاطفى مردم به آنان بود كه مبادرت ورزيدن پيامبران به تزكيه نفس و پاكسازى روحى مردم و اقامه قسط در ميان آنان را قرين موفقيت ساخت.

 

قرآن (حديد 25) - در رابطه با ارسال رسل از اين رسالت بزرگ سخن ميگويد. "لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس و ليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوى عزيز" آرمانى كه با ابزار كتاب ( نماد ماهيت فرهنگى و اخلاقى)، ميزان (سمبل برقرارى نظام سياسى اقتصادى) و آهن ( بعنوان سلاح تخريب نظام حاكم ظالم و استقرار نظم نوين و حفظ آن ) بمنصه ظهور رسيد و لزوم استقرار خلافت و حكومت انبياء نيز بر آن استوار گرديد كه خود موجبات  نگرانى و جهت گيرى و مخالفت سازمان يافته جباران و مترفان را عليه انبياء فراهم نمود.

 

بعثت در انديشه ذلال الهى"و جعلناهم ائمه يهدون بامرنا" انتخاب شايسته گزينى از ميان خلق در راستاى تحقق اراده الهى مبنى بر عينيت بخشيدن به "يجعلكم خلفاءالارض " خلافت و حاكميت امن الهى است. اعطاى خلافت به داوود ع، "انا جعلناك خليفه" ( سوره ص آيه  (26 ، و ارتقاء نبوت ابراهيم به امامت "انى جاعلك للناس اماما" (بقره /(124 و عنايت به "آتيناه حكما و علما" به سليمان و يوسف عليهما السلام در قالب سلطنت و فرمانروائى، تدبير الهى در امر هدايت و رهبرى صالحان بوده است. اين روح كلام امام خمينى (ره) است كه ميفرمايند: " الانبياء كلهم خليفته ." با چنين رويكردى فلسفه معجزه انبياء را هم ميتوان اظهار ربوبيت، اعمال قدرت تصرف، سلطنت و ولايت دانست.

 

آنان كه باور دارند "ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى" گفتار نبوى، تدبير الهى است، مفهوم وصايت نبوى در آغاز بعثت را در جمع مخاطبان ابلاغ رسالت، مبنى بر اجابت پيامبر " من يوازرنى فى الامرالخطير حتى يكون وزيرى و وصييى و خليفتى من بعدى" در قبول امر خطير رسالت در آن شرائط سخت، جانشينى خلافت پى از پيامبر را بدنبال خواهد داشت، نيك ميدانند كه راه دستيابى به خلافت الهى، عبور از شرايط اضطرار و بدى حاكم به شرط نياز و خواست انسان است كه خداوند ما را با نداى خويش در قران به اجابت آن فرا خوانده است:  " امن يجيب المضطر اذا دعاء و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض" (نحل آيه 26) آگاه باشيد نظام منبعث از بعثت بر اساس ديدگاه خداوند در آيه " ثم جعلناكم خلائف فى الارض من بعدهم لننظر كيف تعملون" (يونس (15 و يا در آيه " يستخلفكم فى الارض قينظر كيف تعملون" (اعراف  (130؛ نه عرصه ظهور نوخواستگان تشنه قدرت كه عرصه بروز شيفتگان خدمت است . معيارى براى سنجش رفتارى افراد در جامعه و ملاك محك زدن عملكرد آنان در قبال احكام دينى ، سنن اسلامى و تعظيم شعاير الهى است. خود دعوتى است به وحدت و رسيدن به ثبات و امنيت اجتماعى كه "والله يدعواالى دارالسلام و يهدى من يشاء الى صراط المستقيم"- (يونس 26 ) مظهرى از هدايت يافتگى است.

 

ازاين رو بعثت يك روز نيست يك دوره است. يك حقيقت ضرورى ويا ضرورتى حقيقى است.  خود جريان يك انتخاب دايمى براى اصلح گزينى و ظهور تفكر شايسته سالارى است كه تجلى آن در تاريخ سن و سال نمى شناسد. طول زندگى پيامبران عرصه بروز آن است. چنانچه در  خطاب يحيى بفرزندش: "خذ الكتاب بقوه و آتيناه الحكم صبيا" ( سوره مريم آيه (12 واظهارات  عيسى در گهواره " انى عبدالله آتانى الكتاب و جعلنى نبيا  ", اقامه حج هاى پنهانى پيامبر اسلام قبل از مبعوث شدن به رسالت و انزال قر آن بر قلب پيامبر قبل از صدور حكم وحى و  انزال تدريجى آن بطوريكه قرآن در آيه: " و لا تجعل بالقرآن من قبل ان يقضى اليك وحيه  = عجله به بيان قرآن مكن پيش از آنكه حكم وحى آن صادر گردد. " به آن اشاره ميكند، از مصاديق بارز آن ميباشد.

 

رئوس اهداف و برنامه هاى انبياء:

در قرآن و عترت و سنت از انبياء و شخصيت آنان، با مفاهيم و تعابير متنوع و گسترده مانند: شاهد، مبشر، نذير، رسول، نبى، مصدق، مذكر و ربيعا للعباد = مايه سرور و روشندلى بندگان، و از اهداف و برنامه هاى آنان از تلاوت آيات الله وابلاغ رسالات ربى، با ابزار كتاب ( قانون گرايى)، و حكمت (ارايه راهكاراحسن)، اقامه قسط (برپايى نظام مبتنى بر عدالت اجتماعى) و نزول حديد ( قدرت احرايى حفظ نظام ) و اختلاف زدايى ياد شده است.

 

برنامه ريزى الهى در تدبير هدايتى بشر با ملاحظه زمينه ها وبا توجه به آفاق و شرايط اخلاقى فرهنگى و سياسى موجود در جوامع مختلف بوده، لذا در بيان اهداف بعثت انبياء و برنامه هاى آنان تنوع گفتارى فراوان و انگيزه برخورد پيامبران با هر كدام متناسب با وضعيت جارى جامعه متفاوت بوده است. گاه از انگيزه بعثت در تاريخ از "بعث الى الجن و الانس رسله ليكشفوا لهم عن غطائها" (خطبه   183 نهج البلاغه  (پرده درى در ظلمت و راه يابى به نور در جامعه انسانى و گاه از برنامه عملى آنان با تعابير امر به معروف و نهى از منكر و تبيين حلال و حرام و برداشتن احكام پر رنج و مشقتى را كه مانند غل و زنجير برگردن مردم نهاده شده، در آيه: "الذين يتبعون الرسول النبى االمى ... بامرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر و يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبايث و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم" (اعراف  (158بعنوان راه رستگارى ياد ميشود.

 

بعثت با توجه به ظرف زمانى طرح هدف و زمينه ظهور و شرايط بيان رسالت مختلف است. هر كدام بعدى از ابعاد يك حقيقت را مينماياند و هيچ وجه تمايزى بين آرمان انبياء نيست. چرا كه تصريح " لا نفرق بين احد من رسله" سنخيت يكسان پيام الهى و يگانگى شخصيت مبلغان رسالات الهى را نشان ميدهد. با تصريح "ان الدين عند الله الاسلام" درقرآن درميابيم كه يك دين است كه در بستر تاريخ جريان يافت و آن دين به تصريح خدا اسلام است و هر گونه دين گزينى غير از اسلام طبق صراحت قرآن   در آيه "و من يتبع غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرين"  مقبول خدا نيست . از اين رو با مداقعه در آيات مربوط به زندگى پيامبران  نظير آيه " ما كان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لكن كان حنيفا مسلما" (آل عمران  (67و نيز آيه " لكم الدين . . . و انتم مسلمون " ( بقره / 132)  در مى يابيم كه ابراهيم نبى و قرزندان يعقوب پيامبر هم در زمره گروندگان به دين پايدار الهى و مسلمان معرفى گرديده اند. چرا كه دين پايدار اسلام از ديد قرآن  در آيه "فاقم وجهك لدين حنيفا فطره الله التى فطرالناس عليها"- (روم (30، منطبق بر ساختار فطره اللهى است كه سرشت انسان بر آن استوار شده است.     

 

بانگرش به دستورالعمل مكتوب خداوند به موسى كه در قرآن با صراحت بيان شده درآيه  146سورهاعراف: "و كتبنا له فى الالواح من كل شيء موعظه و تفصيلا لكل شى ء فخذها  بقوه و امر قومك ياخذوها باحسنها ساوريكم دار الفاسقين"  رسالت نبى اخذ قدرتمندانه مواعظ تفصيلى ارايه شده از خدا در كليه امور و دعوت از جامعه جهت گزينش آنها به نيكوترين وجه است  .

 

تاكيد قرآن بر معرفى پيامبران با القاب شاهدا و شهيدا در رسالت بعثت و ارايه مكتب در خلال آيات " انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا" و يا " و يكون الرسول عليكم شهيدا" (بقره (143، بعنوان تشخيص ضرورتى در الگوسازى و معرفى مدل انسان نمونه بوده و لذا تصريح به اسوه حسنه بودن نبى گرامى اسلام" و لقد فى رسول الله اسوه حسنه" (احزاب (21 پاسخى به نياز انسان در الگو گزينى براى گزار از اينگونه بودن به بهترين مدل شدن است. اين معنا، بعد ديگر فرمايش نبوى "بعثت لاتمم مكارم الاخلاق" است كه هدف بعثت خود را ارتقاء كرامات  اخلاقى ميان مردم اعلام مينمايند.

 

 

علل تجديد رسالت انبياء جديد در هر زمان صرف نظر از تغيير شرايط رندگى و پديدار شدن اقتضايات و توقعات متناسب با زمان يا تكامل تفكر و فزونى دايره نيازمنديهاى بشر و ايجاد آفاق جديد كه برنامه عمل روز را مطالبه مينمود، معلول پيدايش تحريف و تبديل در پيام الهى قبلى و سلب صلاحيت هدايتى مردم از آن هم بود كه مورد عنايت الهى قرارميگرفت.

 

ازسوى ديگر بسيارى از انبياء و رسولان كه خود داراى شريعت مستقل نبوده اند مروج دين جهانشمول نبى قبلى بوده اند. چنانچه بر اساس شواهد تاريخى و تاييد صريح آيات قرآن، " انا اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح والنبيين من بعده واوحينا الى ابراهيم و اسماعيل"- نساء63 - هزاران نبى مروج شريعت نوح نبى بوده اند و با ظهور و حضور بسيارى ديگر از پيامبران از ابراهيم تا موسى و دوران پس از موسى تا عيسى، تسلسل زنحيرهاى وحى در تاريخ ادامه يافت  بى آنكه مبانى مكتب الهى در تاريخ نقض و نفى و تخريب شود.   

 

صزف نظر از سر اختلاف انبياء در دايره نبوت ،كه حسب ( احاطه الاسماء الحاكمه على صاحبها و شارعها) ميباشد و نمونه اش نيز مستدل قرآن در قضاياى انبياء عظام موسى و خضر و اعمال ولايت خضر نبى است، در بستر تاريخ هر تفاوت در نحوه ابلاغ يا گستردگى موازين و مقررات اعلامى و دامنه شموليت مواضع، تابع ظرفيت انسانى، زمانى و مكانى بوده، به بستر پذيرش، نوع رويارويى و زمينه عقلى انسانهاى هر عصر و مقتضاى رشد و تكامل فكرى و صلاحيت علمى انسانها در تاريخ بستگى دارد. ولى روح حاكم بر دعوت انبياء واحد و سنن الهيه ابلاغيه ثابت و لايتغير بوده است.

 

آيات بسيارى در قرآن بر اين مسئله تاكيد مى ورزد كه راه واحد و جهت گيرى پيام الهى " شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا و الذى اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسى  و عيسى ان اقيموا الدين و لا تتفرقوا فيه" - شورى  13 و نيز" ان اولى الناس بابراهيم للذين التبعوه و هذا النبى والذين آمنوا" آل عمران  69- همچنين: " قولوا آمنا بالله و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و ما اوتى النبيون من ربهم لانفرق بين احد منهم و  انتم مسلمون " - بقره 137 اقامه دين و پرهيز از تفرقه افكنى است كه انبياء مردم را به آن وصيت كرده اند و صراحتا مومنان به پيامبر را به تجديد ايمان به انبياء و كتب قبل فرا خوانده، اعلام ميدارد:

" ياايهاالذين آمنوا آمنوا بالله و رسوله والكتاب الذى نزل على رسوله والكتاب الذى انزل من قبل و من يكفربالله و ملائكته و كنبه ورسله واليوم الاخر فقد ضل ضلالا بعيدا" - نساء 137

راه يافتگى در پرتو اسلام و ايمان به قرآن، به نفى كتب الهى قبل از اسلام نيست؛ بلكه رشد يافتگى به تجديد باور به راه مستقيم خدا در طول تاريخ است كه توسط انبياء ارائه شده است. ارائه پيام نو توسط انبياء در تاريخ و عدم ترويج اصول و اعتقادات مخدوش موجود، تخريب گر بنيانهاى اديان و شرايع دينى گذشته نبود، بلكه مويد مقررات و قوانين شريعت اصيل رسولان قبلى بود كه ميتوان ازآن بقول امام سجاد ع "و قطع فى احياء دينك رحمه"(صحيفه سجاديه) به احياگرى دين ثابت خدا در تاريخ ياد كرد كه پيامبر ص براى آن حتى قطع رحم نمود.

 

تصريح خداوند به انرال قران بر پيامبر ص،"انزلنا اليك الكتاب مصدقا لما بين يديه"(مائده- 48)  بمنزله تصديق كننده كتب و شرايع دينى انبياء گذشته، از اين جهت حائز اهميت است كه بعنوان بيان حد كمال كلام خدا:" و تمت كلمه ربك صدقا و عدلا لا مبدل لكلماته" (انعام 116 )- تلقى شد. كلامى كه براى ابلاغش، ماموريت پيامبران خدا در طول تاريخ را، با تكذيب و ايذاء مواحه ساخت، "ولقد كذبت رسل من قبلك فصبروا على ما كذبوا و اوذوا حتى اتاهم نصرنا و لا مبدل لكلمات الله و لقد جائك من نبا المرسلين" (انعام / (35 سرانجام  در پناه نصرت الهى و بردبارى و شكيبائى حاملان وحى در برابر حجم عظيم اقدامات ايذائى دشمنان خدا و مومنان، منجر به انعقاد و تثبيت كلام تغيير ناپذير خداوند و اتمام آن از روى كمال راستى و عدالت در تاريخ گرديد و پيروزى جبهه خداباوران را بشارت داد.  و اين همان آنچيزى است كه حضرت فاطمه زهرا س در خطابه اش " ابعثه الله اتماما المره و عزيمه على امضاء حكمه  و انفاذا لمقادير حتمه"  از بعثت براى اتمام امر خدا و ماموريت جهت انفاذ حكمت علايه او ياد كرده است.

 

در انديشه ختم نبوت هم كه بقول امام على ع در اولين خطابه اش، " براى تحقق وعده هاى انبياء گذشته و اتمام نبوت " بود، اعتقاد به ختم نبوت نه تنها نافى پيام اديان ديگر نبوده، بلكه مويد تقويت كننده تفكر همبستگى اديان الهى است.

                     &

/ 1 نظر / 8 بازدید
حسين رهرو

اين پيام گير اشکال داشت و الان اين اشکال رو مرتفع کردم . لذا از همه دوستانی که تذکر دادند پيامگير پيامی دريافت نميکند ممنونم . خدا به همه شما خير و حسن عاقبت عطا بفرمايد. بازم ممنونم که با گلواژه هاتون قدرشناس راهنمای اهل قلم هستين.