سلام بر دوستان گلم <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

در اين ماه ؛ يعني شهريور ما شاهد به خاك و خون كشيده شدن عزيزان بسياري هستيم از خيل پاكان دهر. روز اول اين ماه مقارن است با شهادت سربازي از خيل مجاهدان با اخلاص . روز هشتمش سالروز شهادت اسوه هاي پاكي و صفا و خدمتگزاري به مردم و محرومان شهيدان رجائي و باهنر ميباشد. در همين رابطه قصد دارم در مورد ترور و ترويسم مطلبي برايتان بنويسم . ولي تا زماني كه انرا اماده و تقديم كنم ، نگاهم به وصيت نامه شهيد لاجوردي افتاد. ديدم بلحاظ اهميت حيف است عزيزان انرا نخوانند و عبرت نگيرند . به همين جهت در اين فرصت ضمن توضيحي در مورد اين شهيد بزرگوار؛ متن وصيتش بما را برايتان اينجا ميگذارم كه اقتباس از وبلاگ دوست عزيزي است كه  صاحب وبلاگ : http://5.persianblog.ir/  ميباشد.

 

 

ترور شهيد اسدالله لاجوردي بدست منافقين

اول شهريور 1377

 

در اين روز ، يكي از اسطوره هاي مبارزات انقلابي ملت ايران و اسوه اي از اخلاص و صفا و ساده زيستي كه سالهاي طولاني از عمر با بركت خويش را در راه خدمت به توده هاي مردم و انقلاب اسلامي صرف نموده بود ، به دست تيم عملياتي منافقين و با هدايت سرويس اطلاعاتي رژيم بعث عراق در محل كارش در بازار تهران به شهادت رسيد . شهيد اسدالله لاجوردي ، بعنوان يكي از مبارزين نستوه انقلابي ، در دوره پس از انقلاب مسئوليتهاي مهمي در قوه قضائيه و سازمان زندانهاي كشور داشته و در تربيت و اصلاح بسياري از جوانان اين كشور كه در دام گروهكهاي التقاطي و ضد مردمي گرفتار آمده بودند ، نقش مهمي را داشت.

 

مقارن ظهر روز اول شهريور 1377، جواني به حجره ي سيد اسدا.. لاجوردي در بازار بزرگ مراجعه كرد و بهاي برخي از اجناس ومواد مورد نظر خويش را از لاجوردي پرسيد. در حالي كه لاجوردي به سؤال هاي وي پاسخ مي داد جوان مراجعه كننده، با رگباري از گلوله هاي اسلحه ي يوزي خود، اسدا.. لاجوردي را به خاك و خون كشيد.

 جوان مهاجم در حالي كه مي گريخت، دو تن ديگر از افراد حاضر در محل را كه به قصد جلوگيري از فرار وي پا پيش گذارده بودند هدف گلوله قرار داد. خبر به سرعت در سطح شهر پيچيد و ساعتي بعد، رسانه هاي گروهي خبر دادند كه سيد اسدا.. لاجوردي، پس از سال ها مبارزه و مجاهدت به شهادت رسيده است.

شهيد اسدا.. لاجوردي، از مشهورترين و مقاوم ترين مبارزان رژيم طاغوت بود كه بارها توسط ساواك سفاك شاه، دستگير و زنداني و شكنجه شد. همرزمان وي، از مقاومت جانانه ي او در دوران اسارت و شكنجه در بند هشت كميته ي مشترك ضد خرابكاري ساواك (که اكنون به « موزه ي تاريخ اطلاعات كشور» بدل شده است) خاطرات بسياري رادر ذهن دارند. شهيد لاجوردي مقارن پيروزي انقلاب اسلامي، از زندان ستم شاهي آزاد شد و در صف سازندگان انقلاب اسلامي قرار گرفت.

مدتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ايشان به عنوان معاونت شهيد كچويي در زندان اوين تهران منصوب شد. پس از چندي ، رياست زندان اوين را بر عهده گرفت و مدتي بعد نيز، به رياست دادگاه انقلاب اسلامي استان تهران منصوب شد. شهيد لاجوردي، تا اواخر سال 1376، رياست سازمان زندان هاي كشور را بر عهده داشت.
در جريان ترور، دو تن از تروريست ها توسط وزارت اطلاعات دستگير شدند. نفر نخست، در اثر شدت جراحات وارده در حين عمليات، در بيمارستان درگذشت ، و فرد دوم ( كه علي اصغر غضنفر نژاد- معروف به سياوش) نام داشت به شركت فعال خود در اين جنايت تروريستي اعتراف كرد. وي اقرار نمود كه از سوي گروهك منافقين، جهت انجام اين ترور آموزش ديده و به ايران عزيمت كرده است. وي اعتراف كرد كه دوره هاي مختلف تروريستي (از جمله: نحوه ي ترور شهيد لاجوردي) را در عراق، و در مقر گروهك منافقين آموزش ديده است. اين منافق تروريست، در يك برنامه ي تلويزيوني كه چند هفته پس از ترور، از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش گرديد، تمام نكات مربوط به اين ترور را فاش نمود. در شب اجراي اين ترور، گروهك منافقين، طي بيانيه اي، به صورت رسمي، مسؤوليت ترور را پذيرفت.

 

 

وصيت نامه شهيد لاجوردی ، دادستان اسبق انقلاب

خداوندا تو شاهدی به همان اندازه – بلكه صد چندانکه به امام قاطع و سازش ناپذیر عشق می ورزم نسبت به سازشکاران و مدافعان عملی ضد انقلاب – اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند - نفرت دارم. بیم آن دارم که حوادث مشروطه مجددا" تکرار شود و یا ایران اسلامی به سرنوشت الجزایر دچار شود.

خداوندا از تو مصرانه می خواهم دست و قدم زبان و قلم همه کسانی را که در جهت رهانیدن ضد انقلاب و مرتدین و محاربین از چنگال عدالت اعمال قدرت و نفوذ کرده اند و کسانی که پذیرای این ننگ شده اند تا چند روزی به کام وهم و خیال رسند برای همیشه از سرنوشت این مردم شهید پرور و شاهد قطع فرمایی.

خدایا چون عاشق نظام بوده ام از آن ترس داشتم که افشای چهره سازشکاران لطمه ای – ولو ناچیز- به نظام وارد آورد . به آنها توصیه می کنم که جدای از لفاظی و بازار گرمی های صنفی به قیامت و حسابرسی های دقیق آن روز باور پیدا کنند و مواظب باشند از آن دسته ای نباشند که قرآن دربارشان فرموده : لم تقولون ما لا تفعلون کبرمقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون

....خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را (همانها که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان  می نشینند هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس....! برقرار می کنند هم آنها را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت به آنان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند هم در مبارزه بر علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضای مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان جا می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقها روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند ) به مسئولین گوشزد کرده ام ولی نمی دانم چرا ترتیب اثر نداده اند ( اگر چه نسبت به برخی تا اندازه ای می دانم چرا ).

به مسئولین بارها گفته ام که خطر اینان به مراتب زیاد تر از خطر منافقین خلق است چرا که علاوه بر شیوه های منافقانه منافقین ، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنها را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده  و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود آورده اند . به گونه ای که عملا عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها ، حفظ و ابقاها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند.

اینها همه پوچ است و بی اهمیت ، مهم و بسیار مهم این است که هدف غایی از همه این تلاشها گسترش فکر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خدایی شان است که جز اندیشه های مادی گرایانه و ماتریالیستی چیز دیگری نیست و با بهرگیری از تجربیات مثبت و منفی هم پالگی های چپ و منافقشان توانسته اند متاسفانه به نسبت بسیار زیادی ( زیاد تر از توفیق منافقان خلق در سالهای 51-54) تعداد کثیری از روحانیون را تحت تاثیر قرار دهند و با لطایف الحیل بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواهشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنایتکارانه آنان در مواردی نظیر به شهادت رساندن رجایی و باهنر با دست روی دست مالیدن های مسامحه کارانه به مصلحت اندیشی های پشیمانی آورنده متوسل شوند . باز مهمتر از همه این که با کمال تاسف توانسته اند تعداد فراوانی از جوانان مسلمان را جذب کرده منحرف نمایند .

هان ای خانواده عزیزم به هوش باشید! مبادا فریب تائید و تکریم های این منافقان جدا از دین را بخورید چه بسا با ظاهری چاکرانه و دلسوزانه به سراغتان بیایند و خود را چنان حزب اللهی جا بزنند که مسلمانها و ابوذرها را جرات لحظه ای هم لباسی و هم شکلی با آنان نباشند.

 

ضمنا مركز بررسي اسناد تاريخي  كتابي در مورد اين شهيد بزرگوار و تاريخ مبارزات وي را در عصر ستم شاهي  منتشر كرده كه در ادرس ذيل ميتونيد انرا ببينيد : http://www.historydocuments.org/a43.htm

 

 

/ 0 نظر / 2 بازدید