ادامه بحث مبعث از شماره قبل

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

فلسفه و ضرورت تاريخى بعثت نبوى 

قرآن، سنت و روايات اسلامى با عنايت به زمينه هاى اجتماعى جهان در عصر جاهلى و به تبع آن ايجاب ضرورتهاى تاريخى به تبيين قلسفه ظهور بعثت پيامبر اسلام پرداخته اند.

يكى از اين زمينه ها " ظهر الفساد فى البر والبحر" ظهور فساد در زمين و  دريا بود كه بخاطر عملكرد مردم پديدار شده بود. زمينه هايى كه بنا به توصيف امام على ع با عبارت : " اهل الارض يوميذ ملل متفرقه و اهواهم منتشره و طوايف متشتته  = درحالى كه اهل زمين هر دسته به كيشى گردن نهاده بودند و هر گروه پى خواهشى افتاده  و در خدمت آيينى قرار گرفتند." (نهج البلاغه)،  زندگى مردم در جهان مشحون از تفرق گرايى مليتى و آيين گزينى  حزبى و هواپرستى بوده است . زمينه هايى كه به تعبير حضرت فاطه زهرا(س) در خطبه اش در مسجد با عبارت: " فراى الامم فرقا فى اديانها علقا على نيرانها عابده لاوتانها منكره لله مع عرفانها" مردم گرفتار تفرق در اديان و عقايد مختلف بودند گروهى آتش پرست و جمعى بت پرست و منكر آگاهانه خداوند.

                                                   

بنا به تشخيص ضرورت، لزوم يك انفجار در تاريكى براى تغيير وضع موجود و دستيابى به وضع مطلوب احساس ميگرديد. كه به امر خدا جهان شاهد برپايى راست قامتى براى اصلاح امور  گرديد تا به تعبير امام على ع  با بيان: " ليستادوهم ميثاق فطرته و يذكروهم منسى نعمته و يحتجوا عليهم بالتبليغ و يثيروا لهم دفاين العقول و يروهم الايات المقدره من  سقف فوقهم و مهاد تحتهم موضوع و معايش تحييهم = هشدار به بندگان داد تا حق ميثاق بگذارند نعمت فراموش شده را به ياد آورند با حجت و تبليغ چراغ معرفتشان را بيفروزند و به آيات خدا چشم بدوزند و آنچه بدان زنده اند." يا تعبير" ليخرج عباده من عباده الاوتان الى عبادته و من طاعه الشيطان الى طاعته"  دعوت به فطرت الهى از طريق مطالبه پيمان فطرى آغاز شود و نعمتهاى فراموش شده ياد آورى گردد و رسالت امانت تبليغ شود و عقول پنهان مردم استخراج گردد و آيات  مقدر و نشانه هاى وضع شده خداوند نمايش داده شود . بندگى خدا جايگزين بندگى بتان شود و مردم از اطاعت شيطان به اطاعت خدا در آيند.

                                                   

ويژگى بعثت پيامبر اسلام ص كه به امر خداوند با قرائت و خواندن آغاز گرديد، ارزشگذارى بر علم و قلم بود كه بعنوان مبانى علمى نهضت نبى مكرم اسلام اعلام شد و آموزش و آگاهى نخستين نمود پيام درس آموز اين مكتب تكامل يافته الهى تلقى گرديد.

                                                   

ويژگى ديگر نهضت نبوى استقرار نظام متعادل اجتماعى و ارايه مدل نمونه است كه خداوند در قران از آن به" امة وسطا" = وسطيت (امت وسط و متعادل) نام ميبرد. از اين رو پيام بعثت نبوى پيام تعادل بخش الهى است:  "و كذالك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء على الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا" (بقره 144) و متضمن ارائه طرح متعادل سازى انسان و جامعه در راستاى مسير الى الله.

                                                    

قرآن اهتمام فراوان پيامبر گرامى اسلام را، كه مومنين راه يافته به نور منت دار آن گرديده اند، در آيه " لقد من الله على المومنين اذ بعث فيهم رسولا منهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين"- آل عمران 163 - تلاوت آيات الله و تزكيه نفوس مردم و تعليم كتاب و حكمت به آنان رسالتى الهى ميداند.

                                                   

رئوس برنامه هاى احياء تفكر دينى كه خاتم انبياء بر تحقق آن اصرار ورزيد را ميتوان در كلام امام على ع جستجو كرد كه چنين تشريح نموده است:  " الخاتم لما سبق والفاتح لما انفلق و المعلن بالحق والدافع جيشات االباطيل و الدامغ صوالت  الاضاليل " )نهج البلاغه خطبه (73،: تثبيت رسالت انبياء، آنچه را شياطين از راه خدا بسته اند، ظهور حق به شايستگى خودش ، ابطال سخنان فريبنده گمراهان ، دفع گمراهى هاى زورمندان و دماغ آنها را به خاك ماليدن ، تا وحى خدا حفظ شود و عهد او پايدار بماند و امر خدا را درجهان معمول و دلها را روشن و راه تاريك را نشاندار و قلوب آنها را در فتنه و ناراحتيها و كجرويها بسوى حق راهنمايى كند تا كسى به بيراهه نرود.

                                                   

نتيجه اين همه تلاش پيامبر ص را، على ع در خطابه هايش برشمرده اند. از جمله" فهداهم به من الضلاله" راهيابى به رستگارى و هدايت ازگمراهى (خطبه 194) و " انقذهم بمكانه من الجهاله " نجات از سردرگمى ناشى از جهالت (خطبه 194)، جدايى بين حق و باطل، خاموش كردن شعله هاى نفاق و جدايى انداختن ميان دسته ها و گروههاى مخالف ، عزت دادن به ذليل شدگان و ذليل نمودن عزيزان بى جهت (خطبه/96)، جنگ با مخالفين ، سرجاى خود نشاندن سركشان، تقويت نيروى اقتصادى وايجاد ملتى برومند (خطبه 104) دانسته اند. همان چيزى كه فاطمه زهرا عليها سلام در خطبه اش در مسجد مدينه به زيبايى بيان ميدارند كه : " فاتارالله به محمد ص ظلمها و كشف عن القلوب بهمها و جلى عن الابصار غممها و قام  فى الناس بالهدايه فانقذهم من الفوايه و بصرهم من العمايه و هداهم الى الدين القيم و دعاهم الى  الطريق المستقيم" خداوند بنور محمد تاريكيهاى جهالت را از دلها زدود و شبهات قلوب را به اشراقات و افاضات تعليمات عاليه او بر طرف ساخت و نابينايى دلها را بنور دانش منور گردانيد.   پيامبر به امر حق براى راهنمايى و هدايت و ارشاد خلايق قيام  نمود و گمراهان را از گرداب ضلالت و جهالت نجات داد و تيرگى دلها را بنور ايمان روشن نمود و آنها را بدين اسلام دعوت كرد و به راه راست دلالت فرمود.

                                                   

اين همان مفهوم حيات يابى انسانها است كه قرآن آن را " استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم  لما يحيكم " (انفال  (24از آثار اجابت خالصانه دعوت پيامبر توسط جامعه متدين دانسته است. با اندك مدائقه در فرازهاى مقدماتى دعاى ندبه  "لم يمتثل امر رسول الله فى الهادين بعد الهادين فقتل من قتل و سبى من سبى و اقصى من اقصى"  وقوف بر اين امر حاصل ميشود كه رسالت نبوت مقدمه استقرار نظام امامت و ولايت است و ولايت پشتوانه ماندگارى پيام نبوت و اوج اكمال دين است.  اين ولايت ابتدا از آن پيامبر و پس از او از آن كسي است كه صلاحيتس را خدا تائيد نمايد. چنانچه ابراهيم نبى ع پس از موفقيت در آزمايش الهى، بمقام امامت ارتقاء يافت ، لكن در واكنش به تقاضاى وراثت اين مقام در فرزندانش،  "و اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلماته فاتمهن قال انى جاعلك  للناس اماما قال و من ذريتى قال لاينال عهدى الظالمين" ( بقره/ 135) خداوند از اين مقام بعنوان عهد الهى ياد مينمايد كه مبين مرتبت بالاتر مسئوليت امامت و ولايت  از رسالت پيام رسانى است.

از ديدگاه قرآن شرط قطعى پذيرش ابلاغ رسالت پيام گذارى در آيه  "ياايهاالرسول بلغ ماانزل اليك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالتك والله يعصمك من الناس" منوط به ابلاغ و معرفى مظهر شايسته ولايت و امامت بعنوان " ما انزل اليك  " ميباشد. و با تعمق در آيه مشهور به اكمال دين،"اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام  دينا" ميتوان معتقد بود كه اگراعلام ولايت و امامت بعنوان پشتوانه نبوت كه موجب "ياس الذين كفروا" ياس دشمنان دين گرديد نبود، ابلاغ رسالت نبوت و امامت محمدى ناتمام ميبود.  و آن چيزى جز ابلاغ :" ثم من بعدى على وليكم و امامكم بامرالله ربكم ثم الامامه فى ذريتى من ولده الى يوم تلقون الله عزوجل و رسوله" نبود.

 

با تامل در بشارات انبياء گذشته نسبت به پيامبران بعدى نوعى تقويت زيرساخت فكرى و بستر سازى تكاملى براى پذيرش تعليمات انبياء بعدى و نويد ظهور پيامبر خاتم بود. اين كلام نغز امام خمينى (ره) كه ميفرمايند:" كلهم خليفته و دعوتهم فى الحقيقه دعوه اليه و الى نبوته" برگرفته از روح كلام خدا در قرآن و كلام معصومين در روايات اسلامى است كه مورد روتئى آن بفرموده حضرت امام على ع "ماخوذا على النبيين ميثاقه" لذا ميتوان نتيجه گرفت كه يكى ديگر از فلسفه نهضتهاى انبياء در طول تاريخ آنطور كه در قرآن به آن اشاره شده: "و اذ اخذ الله ميثاق  النبيين لما آتيكم من كتاب و حكمه ثم جائكم رسول مصدق لما معكم  لنومنن به واتنصرنه" (آل عمران / 18)، تصديق واحد جهت گيرى تاريخى داعيا الى الله و زمينه سازى جهان براى قبول رسالات رسول خاتم بوده است.

 

 طبق نظريه امام رضا(ع) بنقل از امام على (ع) و حضرت رسول الله (ص) ان الله تبارك و تعالى خلق ادم فاودعنا صلبه و امر الملائكه بالسجود له تعضيما لنا و اكراما و كان سجودهم لله عزوجل عبوديه و الدم اكراما و طاعه لكوبنا فى صلبه  (فلسفه سجده به آدم ع نيز در همين رابطه قابل توجه است. بر مبناى بنيان محكم اعتقاد به "الله ولى الذين آمنوا" باور قلبى به ولايت مطلقه الهيه در چارچوب پذيرش نظام جهانشمول ولايى است كه تجسم يافته و تا آخرالزمان در قالب فلسفه انتظار فرج كه اقدامى براى سنجش ميزان آمادگى عملى و رفتارى براى تحقق خلافت و ولايت صالحان است ادامه مى يابد.

 

اهميت امام شناسى در نظام خدا باوران تا جائى است كه اقامه نماز شب و روزه و حج و زكات بى معرفت به ولى الله زمان و تبعيت و هدايت وى، صحت ايمان نيز در معرض ترديد است. " لو ان رجال قام ليله و صام نهاره و تصدق بجميع ماله و حج دهره و لم يعرف واليه ولى الله  فيواليه و يكون جميع اعماله بدلالته اليه ... الكان من اهل الايمان " (اصول كافى ج  (19  در چنين شرائطى"من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه"، مرگ خداباوران با عدم شناخت امام زمانشان، مرگ جاهلى است. چرا كه امامت و ولايت ملاك انتخاب نوع زندگى و مرگ و باورهاى اعتقادى است. از اين جهت قرآن معيار تجسم عملى باور قلبى به نظام ولايى را بعنوان اجر رسالت از زبان نبى مكرم اسلام ص " الموده فى القربى"  (شورى 23) ، دوستى و محبت اهل بيت تبيين نموده است.

 

تلاش استقرار و تقويت مبانى  نظام مبتنى بر ولايت فقيه در دوران انتظار فرج ، كوششى در راستاى تحقق اين خواست الهى است تا جهان آماده پذيرش قلبى و استقرار عينى نظام مطلق ولايى صاحب الامر مظهر اتمام رسالت انبياء و اكمال ولايت صالحان حضرت بقيه الله شود و نويد " و نريد ان من على الذين استضعفوا فى الارض  " تجلى بيابد و زمينه براى انتقال ميراث امامت به مستضعفان فراهم شود و اين خواست همه صالحان تاريخ براى اعتلاى كلمه الله تحقق يابد كه  " واجعلنا للمتقين اماما " ( سوره 25آيه  ( 65

 

در راستاى حفاظت از اين آرمان تاريخى است كه در متون اسلامى ( زيارت جامعه كبيره ) از نقش و رسالت ائمه هدى (ع) بعنوان: "قاده الامم" ، "ساسه العباد" ، "اركان البلاد" ، "ورثه االنبياء" ،  "الائمه الدعاه" ، "القاده الهداه" ، "الساده الولاه" و همين طور" رضيكم خلفاء فى ارضه " ياد ميشود.

 

از ديد امام على ع مبناى بعثت پيامبر اسلام طبق مندرجات نامه  62ص  346نهج البلاغه:   " خداوند سبحان محمد ص را برانگيخت تا جهانيان رااز نافرمانى او بيم دهد و گواه پيامبران بيش از خود گردد" ، دو برنامه " انذار جهانى" و " تصديق برنامه انبياء گذشته " قلمداد  شده و واژه انذار و مشتقات آن - كه هم در قر آن و هم در روايات در زمينه طرح موضوع بعثت- به آن تاكيد شده است، با نيم نگاهى به آينده، به معني ترساننده نيست كه تنها ترس از عذاب قيامت را الغاء كند؛ بلكه با تامل در جايگاه بكارگيرى اين واژه در قرآن: آيه " نذيرللبشر" المدثر 37 و آيه " لتنذر  قوما ما انذر آباوهم فهم غافلون" (يس (7 انذار، اعلام حطر براى مردگان و اعلام مردگى نيست، بلكه " لينذر من كان حيا " (يس (70 اندازى بيدار باش براى رهايى زندگان از غفلتها در عالم زندگى است. چنانچه قرآن به آن تصريح مينمايد: " ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل  افان مات او قتلت انقلبتم على اعقابكم؟" هشدارى سرنوشت ساز براى مردم در امور خطيرى مانند رهبرى است. و بر اين اساس است كه احساس ناخوش آيند پيامبر در قبال آينده جامعه در خطبه غديريه تجلى مييابد كه: "معاشر الناس انذركم انى رسول الله قد خلت من قبلى الرسل  افان مت او قتلت انقلبتم على اعقابكم "  لذا تدبير عملى در پيشگيرى از اين رجعت را نصب امامت به امر خدا دانسته اعلام ميدارند:" ان الله قد نصب لكم وليا و اماما مفترضا طاعته..... على كل موحد، ماض حكمه، جائز قوله، نافذ امره " و براى پيشگيرى از ايجاد توهم در شناخت مصاديق  رهبرى، با نام و نشان مشخص بمعرفى آنان ميپردازند: "و هذا على امامكم و وليكم و "... يا تصريح در فرازى ديگر "انه امام من الله و لن يتوب الله على احد انكر ولايته" مشعلى فرا راه شناسائى امامت جامعه است تا عرصه بر هر قدرت طلبى گشوده نشود. آنهم نه براى يك دوره  و زمان كه براى هميشه تاريخ "هم امناءالله فى خلقه و حكماوه فى ارضه" و بر ابلاغ اين مهم خدا را بگواهى ميطلبد: " اللهم انك انزلت على ان الامامه بعدى لعلى وليك ." براستى علت اين انذار  و تاكيد براى چيست ؟

 

رسالت انبياء كه رسالت ذكر است " فذكر انما انت مذكر لست عليهم بمصيطر" (غاشيه21) سياست انذار گرانه پيامبر، " قم فانذر و ربك فكبر"، تدبير مبتنى بر ترس، ارعاب و تهديد نيست،  "لااكراه فى الدين قد تبين الرشد من الغى" (بقره (256، به اقتضاء همين آزادى و كرامت انسانى، قيام هشدار دهنده در اوج عزت و اقتدار براى تكبير خداوند است. از اين جهت است كه اقدامات سلطه گرانه در چارچوب رسالت و اهداف انذار، فاقد وجاهت شرعى  و پايگاه مقبول است. نوعى نگرش مصلحت جويانه به وضعيت موجود و ابراز نگرانى از بازنگرى در مبانى روشها، منشها، سياستها و نظامات  دينى - اسلامى و هشدارى جدى نسبت به ظهور رجعت هاى فرهنگى و سياسى از هر سنخ را هم شامل ميشود. همان چيزى كه پيامبر گرامى در خطبه غديريه اعلام ميدارند: معاشر الناس انه سيكون من بعدى ائمه يدعون الى النار  ...

 

اين همان آرمانى است كه اسلام بدان زنده است و در شعائر دينى و سياسى شيعه سينه به سينه منتقل شده است. گسنرش دامنه ولايت به سطح مرجعيت همانطور كه مفاد زيارت نامه

امام خمينى: "ان الله انجز وعده و من على المستضعفين بجعلك اماما لهم" و مضمون شعار"  خدايا خدايا تا انقالب مهدى از نهضت خمينى محافظت بفرما"، مبين اين خواست و نياز جامعه

و حركت در اين مداراست.

 

هر يك از جنبشهاى تاريخى شيعى نيز، حلقه اى از حركت زنجيرهاى استقرار خلافت و امامت، در اين مدار بوده است . امروز هم در مقابله حضرت امام خمينى با استكبار جهانى و عامل مستبد داخلىاش، پس از طى دوران هجرت و جهاد سياسى در تبعيد، موجد انقلاب عظيم اسلام در قالب نظام ولايت فقيه گرديد تا جنگاوران ركاب بقيه اللهى را به شايستگى سازمان داده، فلسفه انتظار فرج را از ذهنيت فردى به عينيت جمعى درآورند.

 

در اين انديشه قيام آخرالزمان تبلور خونخواهى انبياء"اين الطالب بذحول الانبياء و ابناء االنبياء"  (دعاى ندبه) و مطالبه خون شهداء تاريخ" انى نبى و على وصيى الا ان خاتم الائمه منا القائم  المهدى .... الا انه المدرك بكل ثار لاولياء اللله عزوجل ( خطبه غديريه پيامبر ص) تصديق اين مدار الهى ميباشد.

 

 تهديدات عليه اهداف بعثت                                                 

پيامبر با نگرانى تهديداتى كه عليه تحقق اهداف بعثت، يعنى استقرار خلافت صالحان و تثبيت آن بوجود خواهد آمد، سخن گفته از پديده شوم سلطنت حقه و غصب خلافت حقه با صراحت نام برده در خطبه غديريه خود هشدار ميدهند:

/ 0 نظر / 5 بازدید