رسوا گر بنيانهای حاکميت جور - بمناسبت شهادت امام باقر ع

به نام آنکه جان سامان از او یافت.

با سلام به دوستان گلم

شهادت امام باقر ع را به همه شما شيفتگان ستارگان امامت و رهبری الهی تسليت عرض مينمايم.

 رسوا گر بنيانهای حاکميت جور

          وجعلناهم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوه کانوا لنا عابدین

   جهت گیری کلی زندگی هر امامی با توجه به ویژگیهای فردی در عمل و متناسب با شرائط زمان و مکان متاثر از یک روح و حقیقت واحد بود که در قالب جریان امامت

, آرمانهای نبوت را تداوم بخشید ماندگاری مکتب فکری آنان کمک کرد و موجب بقاء نهضت انبیاء شد.

   تمامی ابعاد شخصیتی یک امام در عینیت جامعه و تاریخ پوشش دهنده ویژگیهای شخصیتی پیامبر بود که با پیامی روشن و طرح و برنامه ای تازه برای زندگی انسان ارائه داد

.

   فلسفه وصایت هم بعنوان منشاء پیدایش جریان امامت تضمین تحقق آرمانهائی بود که در تاریخ رسالت انبیاء بعثت آنان بر آن استوار بود

: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط .

   همانطور که امروز هر قانونی برای اجرای آن باید آئین نامه جرائی داشته باشد امامت نیز اجرائی کردن پیام نبوت است

. لذا پیامبر خود امام هم تلقی میشود. این همان فرمایش امام صادق (ع) است که فرمودند ان رسول الله ان کان هو الامام.

   فلسفه زندگی علمی ائمه

(ع) فراتر از تولید علم یا صرفا نشر نگاه علمی و مباحثات خشک فقهی یا کلامی یا علمی بود. یعنی تنها بیان احکام فقهی یا طرح مکتب جدید فکری و علمی نبود و یا فقط اثبات حقانیت جهت گیری فکری و علمی و تسلط علمی بر دیگران برای قدرتنمائی یا فخر فروشی نبود؛ یک مبارزه سیاسی و مبارزه با مبانی سلطه حاکمیت بود . مبارزه ای با هدف سیاسی خاص تلقی میشود. با رفتار شناسی سیاسی امامان شیعه میتوان این هدف را تشکیل نظام اجرائی و تحقق حاکمیت سیاسی اسلام برای عینیت بخشیدن به آرمان نبوت بود.

بررسی چند موضوع این نظریه را در زندگی امام باقر

(ع) اثبات و روشن مینماید:

1 -

دورانی که با پدید آمدن حوادث عاشورا و بعد از آن مانند وقایع دردناک حره و توابین ؛ خفقان بر فضای جامعه سایه افکنده بود ؛ گذشت . امام صادق (ع) در توصیف وضع مردم بعد از واقعه عاشورا فرمودند " همه برگشتند الا سه نفر !" . این دوره تا اواخر زندگانی امام سجاد ادامه داشت بطوریکه امام باقر(ع) در وصف سختی شرائطش فرمودند: " دوستان ما به بیست هم نمیرسیدند" . بررسی رد زندگی و احوالات آل پیامبر و مهاجرت تعدادی از فرزندان ائمه معصوم (ع) خصوصا به ایران که امروز در چهره امامزادگان مورد گرامیداشت مردم هست از عوارض اختناق همان دوران و ادوار مشابه تاریخی آن بود.

تلاش هوشمندانه ای که از زمان امام سجاد

(ع)در قالب زهد گرائی و تاکید بر حرمت خاندان پیامبر (ص) انجام گرفت؛ و با تدبیر امام باقر تداوم یافت؛ بی مهری مردم نسبت به امامان شیعه جبران شد و منجر به اقبال عمومی نسبت به ائمه و جایگاه ایشان در جامعه گردید و زمینه برای جلسات علمی امام باقر(ع) فراهم شد بگونه ای که در این مقطع جمعیت کثیری همراه امام باقر(ع) وارد مسجد میشوند تا از محضر ایشان بهره مند گردند.

میتوان گفت در دوران امامت امام باقر

(ع) شیعه احساس شخصیت میکند . کم کم پراکندگی ها به اتحاد مبدل میشود . بطوریکه امام صادق(ع) در توصیف این تعییر اوضاع روحی مردم فرمودند: " ثم ان الناس لحقوا و کثروا " یعنی " بعدا مردم ملحق شدند و تعدادشان افزونی یافت" . بدین ترتیب جان تازه ای در کالبد جامعه دمیده شد. تعداد علاقمندان به امامت افزوده شد. پیوندهای مردمی با امام بیشتر و عمیق تر گردید.

2-

در این شرائط است که دعوت به حکومت اسلامی از زبان امام باقر(ع) بیان میشود . تعابیر الامر یا امرکم و همچنین هذا الامربمعنای حکومت از تعابیر این امام همام میباشد. توجه به روایتی از امام باقر(ع) که فرمودند:" خداوند سال 70 را برای تشکیل حکومت علوی مقدر فرمود . چون حسین(ع)کشته شد خداوند بر مردم خشمگین شد و آنرا به سال 140 تاخیر انداخت . ما این زمان را به شما گفتیم و شما انرا افشا کردید و پرده کتمان را از آن بر داشتید . لذا دیگر خداوند وقتی برای ان بما نفرمود و خدا هر چه را اراده کند محو یا اثبات میکند و سرنوشت مکتوب نزد اوست"؛ در این زابطه جالب است.

مع الوصف امام باقرع به برادرشان زید که با امام

(ع) در مورد قصد قیام خود مشورت میکنند؛ اجازه خروج نمیدهد و میفرماید قیام نکن و زید هم اطاعت میکند. ولی امام صادق(ع) نه تنها با قیام وی مخالفتی نمیکند؛ بلکه اعلام مینمایند که : " لودرت ان الخارجی من ال محمد خرج و علی نفقه عیاله. یعنی: هر آینه دوست دارم که خروج کننده ای از ال محمد قیام کند و مخارج خانواده اش بر عهده بر من باشد. "

3-

گریه بر امام حسین(ع) بعنوان شهید کربلا طبیعی و مسبوق به سابقه بوده است. ولی گریه بر امام باقر(ع) در منی آنهم برای ده سال برای چیست ؟ آیا شباهتی در انگیزه گریه بر حضرت رضا(ع) در لحظه وداع با خانواده در مدینه و قبل از شهادتش به فرمان خودش که نوعی افشاگری بود و مفهوم سیاسی داشت ؛ با وصیت عزاداری بر امام باقر(ع) در منی بدستور خودشان وجود ندارد؟ آیا این اقدام یک حرکت معنی دار سیاسی بخاطرافشاء فضای خفقان آلود نبوده است؟

4-

درآوردن اسلام و سرنوشت آن از چنگال سیاستهای اموی و عباسی و مقابله با مبانی نظری و تئوریک مذهب سازی آنان اگر چه در لباس علم و فقه بزرگترین وظیفه امامان شیعه در شرائط عینی جامعه خود بود؛ لکن نشان دادن پشمینه های وارونه که بر تن مذهب حقه پوشانیده شده بود خود تدبیری برای رسواسازی چهره نیرنگ بازان بود. به عبارت دعای عرفه درمورد اینکه خدا دینش را در پرتو حضور ائمه (ع) تقویت میکند؛ توجه نمائید.

مرزبانان اندیشه الهی در چارچوب رسالت رهبری و هدایت مردم هر یک ابعادی از سیاست تزویر و جهل حاکمیت نا مشروع را نمایانیدند و فرجام شهادت گویا ترین سند دشمن ستیزی ائمه

(ع) بود. و گرنه صرف کار علمی کردن و دائر نمودن کلاس درس و بحث و ترویج فرهنگ گفتمان اعتقادی و فکری و علمی ؛ پهن بساط علم و مناظره با اندیشمندان مکاتب فکری عصر خویش که تهدیدی برای پایه های استبداد و استعباد و استضعاف نظام سلطه به شمار نمیرفت.

کار کردن با مردمی که از فساد حکومت به تبهکاری رو اوردند بسیار دشوار بودو این از درد های امام باقر

(ع) بود. امام باقر (ع) در تبیین این درد اجتماعی فرمودند:

"

ان دعوناهم لم یستجیبوالنا و ان ترکناهم لم یهتدوا بغیرنا" . و این نامهری نسبت به امامت متاثر ازعوامل مختلف منجمله مرعوب بودن شخصیتهای متدین و صاحب نام مثل عکرمه که خود مفسر قران هم بود؛ از یک سو و از سوی دیگر تلاشهای فرهنگی شعرای وابسته؛ بود که عامل ایجاد جو ناسالم در جامعه شده بودند؛ بطوریکه امام باقر(ع) مجبور میشود با اتخاذ مواضع خصمانه نسبت به این عنصر فرهنگی حساسیت نشان دهند.

به کثیر از شعرای وابسته با عتاب و تندی فرمودند عبدالملک را ستودی؟ و به عکرمه که خود از شاگردان ابن عباس در تفسیر قران هم بود و تحت تاثیر شخصیت برجسته امام

(ع) قرار گرفته بود و به امام باقر(ع) عرض کرده بود : "هرگز در برابر آنان (بزرگانی جون ابن عباس) این حالت بر من نرفت " ؛ فرمودند: " ویلک یا عبید اهل الشام انک بین یدی بیوت اذت الله ان ترفعوا و یذکر فیها اسمه" : وای بر تو ای برده حقیر شامیان اینک در برابر خانه هائی قرار گرفتی که به اذن خدا رفعت یافته و کانون یاد خدا گشته است. "

اینگونه جهت گیری های سیاسی ازامام

(ع) کرارا دیده شده است. روزی مردی از امام (ع) پرسید چگونه صبح کردید ای فرزند رسول خدا؟ و امام ضمن پاسخ خود در بیان جو خفقان به مقایشه وضعیت خاندان پیامبر(ص) با وضعیت مردم عصر فرعون در داستان بنی اسرائیل اشاره کرده آنرا اینگونه تبیین فرموند: "آیا وقت ان نرسیده است که بفهمید ما چگونه ایم و چگونه صبح میکنیم؟ داستان ما داستان بنی اسرائیل است که گسرانشان را میکشتند و زنانشان را زنده میگرفتند. بدانید اینها پسران ما را میکشند و زنان ما را زنده میگیرند. عرب میپنداشت برتر از عجم است زیرا که محمد عربی است. و عجم بدین پندار گردن می نهاد . و قریش میگنداشت که بر قبائل دیگر عرب برتری دارد زیرا گیامبر قریشی است و انان بدین گندار گردن مینهادند. اگر آنان در این ادعا صادق اند گس ما از دیگر شاخه های قریش برتریم زیرا ما فرزندان و خاندان محمدیم و کسی با ما در این نسب شریک نیست . (مرد که هیجان زده شده بود گفت:به شما خاندان مهر میورزیم بخدا !!)؛ امام فرمود: پس خود را آماده بلا کن. "

این رسالت راستین ائمه

(ع) در مرزبانی مواضع فکری و فرهنگی عموما و امام باقر(ع) خصوصا بود که عینیت کونوا قوامین بالقسط شهدا ء لله به شمار میرود. و رسالت شیعه هم جز تبعیت نیست. ولایت جوش خوردگی به امام و آرمان امام است. به رفتار یحی بن ام طویل نگاه کنید که در عصر امام سجاد (ع) چگونه در جمع مردمی که همدل با امامشان نیستند فریاد زد :" من با شما کافرم و از شما و آنچه شما میپرستید بیزارم!! " و چقدر این معنا در کلام امام صادق نیز درس آموز همه ماست: " من لم یکن معنا کان علینا" ؛ هر کس با ما نیست علیه ماست.

دوره نوزده ساله امامت حضرت امام باقر

(ع)از لحاظ سیاسی دوره انقراض امویان و ظهور عباسیان از یکسو و از سوی دیگر پیدایش داعیان و سرداران شورشگری چون ابومسلم خراسانی و ابوسلمه خلال و تاسیس شعبه ای از امویان در اسپانیا بود . و از نظر فرهنگی عصر شیوع ترجمه فلسفه های متعدد و گسترش مجادلات کلامی و ظهور مشایخ صوفی و زهاد و قلندران وابسته بدربار خلافت و تکریم فقها و قضات همدست و همداستان با مقامات رسمی بود که همه فقه و اندیشه و قضاوت و اخلاق طبق مصالح منبع قدرت حاکم تفسیر میشد و شکل میگرفت.

اینجا بود که رسالت

" لئلا یزول الحق عن مقره و یغلب الباطل علی اهله " بزرگترین تدبیر بود . سلاح تدبیر در این شرائط همان کاری را میکرد که سلاح شمشیر در صدر اسلام. به رفتار امام علی(ع) نگاه کنید و ببینید که قیامش و سکوتش را در خطبه 61 نهج البلاغه چگونه ارزیابی میکند. ملاک امام تنها پیشگیری از رجعت مردم از اسلام است و بس.

نشر مبانی اعتقادی و نشر فقه و اخلاق و شاخص های تربیتی و رفتاری شیعه و نیز اجرای فلسفه تحرک در جامعه رعب زده ؛ خود تهدیدی جدی برای بانیان جهل مردم و جعل روایات بود از یکسو و نشان دادن فلسفه سیاست درست اسلامی و معرفی خصائص حاکم بر حق از مهمترین شاخصه های توجه به سیاست و حکومت در زندگی به ظاهر علمی و فرهنگی ائمه خصوصا امام باقر

(ع) بود. شعر متعهد در این دوره شکوفا میشود و قصیده معروف هاشمیات کمیت اسدی متعلق به همین دوره بود که مردم با حقوق آل محمد آشنا میشوند.

برای درک درست این موضوع اجتماعی نگاه کنید به سخنرانی امام صادق

(ع) در حضور امام باقر(ع) در ایام حج در منی که هشام بن عبد الملک خلیفه وقت هم حضور دارد. در این سخنرانی تاکید امام بر مسئله پیشوائی و امامت است. و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های راستین خدا در زمین ایشانند نه دیگران و سعادت اجتماعی و رستگاری در پیروی از ایشان است نه دیگران؛ سخنانی که واکنش خلیفه در ان شرائط به مصلحت نبود و فقط منجر به تبعید ایشان به دمشق گردید. در دمشق هم بحثی در خصوص رهبری و نحوه اداره جامعه اسلامی بین امام صادق(ع) و هشام بن عبدالملک در محضر امام باقر (ع) در گرفت که منجر به چند روز زندانی شدن امام صادق(ع) گردید. در این گفتگو هشام با درشتی به امام(ع) گفت : "شما اولاد علی همیشه وحدت مسلمانان را شکسته از دعوت آنان بسوی خود میان انان رخنه و نفاق افکنده اید. ازنابخردی و نادانی خود را پیشوا و امام پنداشته اید . " و امام در پاسخش فرمود: " ای ادمها به کجا میروید؟ و چه سرانجامی برای تان در نظر گرفته اند؟ بوسیله ما بود که خداوند گذشتگان شما را هدایت کرد و بدست ما نیز خواهد بود که مهر پایان بکار شما میزنند.! "

همه اینها نشان میدهد که هدف اجرائی شدن احکام اسلام بود ولی عدم آمادگی و استقبال مردم مهمترین عامل بازدارنده امام بود

. پس باید با این حساسیت که از تاریخ بیاموزیم و ضمن بیعت با امامت و ولایت ؛ امروز همه تلاشهایمان متمرکز بر حفظ نظامی باشد که خواستگاه ائمه و مراجع و رهبران دینی ما میباشد. جریان تفکر جدائی دین از سیاست نیز تدبیر ضد این ارمان است و حضور قدرتمندانه در عرصه دفاع از آرمان و ارزش و اصول نباید تحت تاثیراین تفکر باشد که با استراتژهای خسته کننده تلاش میشود نسل جوان از آرمان تاریخیش ببرد و حفظ جهت گیری های درست را نوعی بازی سیاسی تلقی نماید.

 بعبارت اخر درس بزرگی که از امام باقر (ع) ميگيريم اين است که در هر شرائطی بايد در راه اعتلای کلمه اسلام بکوشيم و برای استقرار و موفقيت نظامات اخلاقی و سياسی و دفاعيش کوشش کنيم. خواه در مسير توليد علم باشد يا در عرصه سياست.

/ 7 نظر / 17 بازدید
نسيم حيات

هو الحق سلام من هم شهادت امام باقر (عليه السلام ) را تسليت ميگم. وبلاگتان خيلی جالب است . يعنی تا حالا با چنين شکلی نديده بودم . يه چيز تعجب آور : چرا در آرشيو وبلاگتان ماه بهمن ۸۴ هم وجود دارد ؟؟؟؟؟امروز که ۱۸ دی است.. التماس دعا

محب ولايت

سلام عليکم ؛ در روز عرفه دعا فراموش نشود . عيد بر شما مبارک باد . يا علی مدد

rahro

سلاممم..... عيد مبارک باشه.... منم دعا کرديد؟ به روز نمی کنيد؟ راستی برا وبلاگتون چند تا نظر داشتم! خواستید می گم... راستی دیگه به من سر نمی زنید؟ یا علی.... التماس دعا...

سید

سلام دوست عزیز از اینکه مدتی غیبت داشتم .. امید که عذرم موجه باشد .. دستم راحتم نمی گذارد امشب اما شب عید است و نتوانستم سری نزنم ... دستم را فراموش کردم تا خدمت برسم و عرض ارادتی و تبریکی دعایم کنید و من نیز دعاگویتان بوده و هستم لطفتان را هم در سرکشی مدام به خود فراموش نمی کنم شاد باشید

سروش

سلام عليکم .دوست گرامی برخود وظيفه ديدم که بدين وسيله عيد فطر را به شما وخانواده شريف تبريک گفته واز خدای مهربان برای همه مسلمين سلامتی خواهانم .

همسفر مهتاب

سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما برادر بزرگوارم . منو ببخشيد برای تاخير در عرض ادب . نزديکی امتحانات و سنگينی درسهای حوزه فرصت جبران لطف دوستان را از من سلب کرده و از اين بابت شرمنده همه و من جمله شما. به بزرگواری خودتون ببخشيد . انشالله بعد از امتحانات جبران می کنم . الان فقط اومدم برای عرض تبريک عيد قربان. اميدوارم همه روزهاتون به زيبائی روز عيد باشه - برام دعا کنيد

سیاوش

سلام دادا.ممنونم که به کلبه من سری زدی .من هم خوشحالم که هنوز ميان شما هستم.واقعا شرمندم کردی.راستی ازم خواسته بودی که مطالبی که برای همه مفيد باشه بنويسم.ممونم ميشم اگر بيشتر توضيح بدی که چ مد نظرته من هم مطيع دستوراتم با قلم کم رنگ خودم در حد توان در خدمتت هستم دوست گلم.به اميد ديديار مجددتو. يا علی.