<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

با نام خدا و سلام به دوستان

لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا

همانا محقق دشمن ترين مردم نسبت به مسلمانان يهود و مشركين خواهي يافت.  مائده -81

ايران و صلح خاورميانه

اين روزها همه شاهد غوغا سالاري جبهه تجاوز گري عليه اسلام و ايران هستيم. جبهه اي كه امروز در قالب سازمانهاي بين المللي اراده خود را به ملتها تحميل ميكند. خشم و هياهوي اخير قدرتهاي اروپائي و امريكائي عليه ايران از انجا ناشي ميشود كه يكبار ديگر در آستانه روز جهاني قدس مواضع انقلابي رئيس جمهور محترم احياگر اصول و مباني فكري امام خميني در برخورد با صهيونيسم بين الملل گرديد  و به زعم آنان دستاويز مناسبي براي توجيه روحيه مداخله جويانه خود بدست امد.

مواضع اعلامي رئيس جمهور محترم در مورد محو و نابودي اسرائيل بيان موضع نازه اي نبود كه موجب اين همه آشفتگي و سراسيمگي گردد . اين موضع را امام بت شكن در ابتداي تكوين قدرت اسلام ، بعنوان يك موضع راهبردي  تبيين نموده بودند. و مفهوم اين تفكر راهبردي نيز به معناي متولي اجراي ان با طرق نظامي از وراي مرزهاي جغرافيائي نيست. اعلام اين استراتژي بمفهوم فرهنگ سازي جهاني در حمايت معنوي از جنبشهاي آزاديخواهانه ملت فلسطين و تقويت سياسي اراده ملي آنان است براي دستيابي به حاكميت آراء مردم رانده شده از خانه و كاشانه شان . 

انديشه راهبردي نابودي اسرائيل نيز از همان ابتدا ناظر بر ساختار شكني قدرت و محو حاكميت مبتني بر غصب و تجاوزگري و خشونت اسرائيل از درون مرزهاي خود و بدست مجاهدان فلسطيني و برچيده شدن پايگاه كنترلي  امپرياليسم جهانخوار در اين نقطه حساس جغرافيائي بود كه با ترور چهره هاي شاخص آزاديخواه و اعمال ارعاب و خشونت عليه ملتي مظلوم به حيات سياسي اش براي مطامع استعماري در منطقه ادامه داد.

امام خميني همواره خطر اسرائيل را براي جهان و مسلمانان يادآوري نمودند  و در قالب محو اين خطر هشدار دادند  كه اين موضع خود مستدل به مستند قراني است: لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا يعني : همانا محقق دشمن ترين مردم نسبت به مسلمانان يهود و مشركين خواهي يافت.  مائده -81

 مسئولان نظام جمهوري اسلامي نيز به تبعيت از رهبر كبير انقلاب اسلامي همواره در بيان شرائط تحقق صلح پايدار در خاورميانه نيز بر راه حل خشكانيدن اين غده چركين از طريق بازگردانيدن رانده شدگان از سرزمين مادري فلسطين و مراجعه به آراء عمومي ساكنان اصيل فلسطيني اعم از پيروان فرق و مذاهب رسمي آن تاكيد نمودند. ريشه هاي خصومت ورزي و مقابله قدرتهاي آمريكائي و اروپائي با انقلاب اسلامي نيز بر همين موضع استوار بود. همانگونه كه بسياري از شخصيتهاي اروپائي و امريكائي نيز بر همين اساس موضع گيري نموده و بر خطر اسرائيل براي جهان هشدار داده اند. 

بي انكه به تفسير علل اين خصومت ورزي (يا تحت شعاع قرار دادن روز قدس و تنفر جهاني از اسرائيل و يا خداي ناكرده وادار كردن ايران به شناسائي دولت غاصب صهيونيستي بطور غير مستقيم ) پرداخته شود؛ توجه به اين نكته را حائز اهميت دانسته كه در برابر آنچه امروز بعنوان تهديد عضوي از سازمان ملل عليه عضو ديگر مورد توجه قرار گرفته، اين سئوال مطرح است كه اگر اين تفكر مخالف منشور ملل متحد است چگونه مواضع خصمانه رژيم اشغالگر قدس و حاميان امريكائيش در تهديد به حمله عليه تاسيسات هسته اي ايران و تهديد صريح به تغيير رژيم در ايران موافق آنست و اعلام بررسي گزينه راه حل نظامي در كنار ساير گزينه ها در چشم و دل امريکائيان منطبق با موازين چنين منشوري است؟ موضعي كه امريكائي هاو اروپائيان خصوصا مظهر استعمار پير انگلستانکه توسل به زور را نيز هم اکنون در قبال ايران مطرح نموده است؛ هرگز در بيانش نه از ملتها و دولتها شرم كردند و نه مخالفتي با منشور براي اين مواضع توسط سازمان ملل در نظر گرفته شده است؟

اگر خواستگاه نظری نابودي يك رژيم عضو سازمان ملل توسط عضوي يا اعضائي از همين سازمان مخالف منشور ملل متحد است؛ براستي چه توجيهي براي حمله به افغانستان و عراق بعنوان اعضای همين  سازمان ملل متحد متصور است؟

رفتار سياسي ايران در اين مدت و با حفظ همين موضع اصولي حاكي از اين بوده است كه مفهوم محو و نابودي اسرائيل مفهوم محو حاكميتي تجاوزگران است و برچيده شدن بساط ترور و خشونت عليه ملت فلسطين انهم از طريق اعمال قطعنامه هاي همين سازمان هاي بين المللي كه خواستار بازگشت فلسطيني ها و اجراي دموكراتيك مراجه به آراء مردم فلسطين براي تشكيل حكومت مردم سالار خود  كه كاملا مفهومي سياسي است و نه نظامي. آنهم منطبق با خواست و اراده  مردم فلسطين و بي نياز از مداخلات قهر آميز دول  خارجي  همانطور كه امروز در جريان است .

اگر كمك به مردم فلسطين در اعمال حاكميت مردم سالاري خود خلاف منشور ملل متحد است، پس وجاهت حقوقي و قانوني سخنان رسواي آقاي بوش رئيس جمهور ايالات متحده در نطق راديوئي ايشان (President's Radio Address) كه كمك به آزادي مردم افغان و عراق را وظيفه اي براي نيروهاي مسلح امريكائي ميدانند بر كدامين ماده از منشور ملل متحد يا قواعد ديگر بين المللي استوار است؟

نحوه برخورد سازمان ملل با گزارشات رسمي حكومت امريكا نظير گزارش سازمان سيا پيرامون دخالتهايش در شيلي، يا  واكنش آنان در قبال انتشار متن کامل اسناد «سيا» در مورد کودتاي 28 مرداد چيست ؟ اينها مواردي از نقض مواد منشور سازمان ملل نبوده است؟ در خور توجه براي موضعگيري نيست ؟

 

/ 1 نظر / 9 بازدید
پرنده مهاجر

از اينکه با بيان کردن نکته ها و نقطه نظرات سياسی گامی در جهت دگربينی افراد البته در جهت مثبت بر می داريد متشکرم