وحدت موضع در تئوری نیابت - بمناسبت میلاد مسعود امام هادی (ع )

                  



 

بنام آنکه جان را فکرت آموخت


 

سلام بر دوستان گلم

میلاد مسعود امام هادی (ع ) را به همه شما تبریک و تهنیت عرض میکنم. اگر چه ایام مصادف با آغاز حرکت انقلاب اسلامی از یک سو در 19 دیماه56 و تشکیل شورای انقلاب در 22 دیماه 57 و فرار شاه در 26 دیماه 57 میباشد؛ ولی این ایام موضوعیت خاص دیگری هم دارد و آن همزمانی با این ولادت مسعود است. این تطابق و همزمانی در واقع از یک رابطه زنجیروار منطقی و برخورداراست که حلقه وصل همه آنها؛ بحث وحدت موضع و رویه در تئوری نیابت است که بلحاظ درس آموزی برای ما شایسته بذل توجه است .

آنچه در ذیل به آن پرداخته شده است؛ بحثی در همین زمینه است که بعنوان عیدی این ایام مبارک تقدیم حضورتان خواهم نمود.

 

                imamhadi.jpg

  

وحدت موضع در تئوری نیابت



 

حضرت امام هادی (ع ) پس از شهادت امام جواد ع پدر بزرگوارش ؛ در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال و با شش خلیفه المعتصم ؛ الواثق, المتوکل المنتصر؛ المستعین و بالاخره المعتز (که همان زبیر فرزندی از شجره خبیثه متوکل و قاتل امام با زهر میباشد) هم عصر بود. بیشترین شرائط سخت زندگی امام هادی در عصر اختناق خلافت متوکل عباسی گذشت . بیشترین فشار و آزار و اذیت امام (که متوکل شراب میخورد و امام را احضار میکند تا در مجلی وی آواز بخواند !!) و پیگرد و قتل شیعه در همین ایام بود. جربان به آب بستن قبر امام حسین در همین عصر و بدستور متوکل انجام شد؛ احضار و تبعید امام هادی ع از مدینه به سامرا برای تحت نظر داشتن ( که از یک سو با ارسال نامه ای محترمانه !! از امام دعوت میشود و از سوی دیگر امام را در کاروانسرای بینوایان و گدایان سامرا مستقر میکند !) میراث شوم همین ایام است و سخت ترین تضییغات و تهدیدات امام از ناحیه متوکل که محصول سعایت اطرافیانش بود ؛ مربوط به همین دوران میباشد.

آنقدر سعایت و بدگوئی بر ضد امام هادی ع زیاد بود که شنیدن نام امام هادی متوکل را آشفته مینمود. ابوالعباس فضل بن احمد کاتب متوکل نقل میکند که در حضور موکل بودم که صحبت از امام هادی ع شد ؛ آنقدر تهمت و افترا به امام بسته شد که متوکل با حالتی غضبناک بزانو نشست و گفت:

" سوگند بخدا آنکه دعوی امامت بدروغ کند خواهم کشت !"



 

از میان نکات برجسته و قابل توجه در زندگی امام هادی ع؛ در این مقاله بدو محور پرداخته میشود : یکی موضوع زبانشناسی امام هادی ع و دیگری موضوع نیابت امام میباشد.

 

الف ) حوزه بحث زبانشناسی امام (ع):


در حوزه بحث زبانشناسی اگرچه همه ائمه همچون پیامبران با عنایت الهی و علم خدادادی چنین تسلطی را دارا بودند؛ و علم الهی در حوزه زبانشناسی امامت نیز تجلی می یافت؛. ولی با تامل در زندگانی امام هادی ع و موضع امام در عینیت تحرکات اجتماعی؛ به مقاطعی بر میخوریم که هم کلام امام هادی ع در بیان وقایع آینده از جمله اعلام قبلی قتل متوکل به دست ترکان با بهره گیری از علم الهی صورت پذیرفته و هم به رفتاریا گفتاری از امام هادی ع بر میخوریم که تسلط امام به زبانهای زنده دنیا ( نوشتن نامه به زبان رومی یا سخن گفتن با ترکان به زبان خودشان ) درآن مشهود بود.

زبانسناسی ائمه معصومین در چارچوب علم امامت موضوع غیر قابل درکی نیست که برای برخی روشنفکران لائیک نوشتن و سخن گفتن امام هادی ع به سایر زبانها مورد تردید قرار گرفته و بصورت شبهه ای غیر قابل هضم در آمده ؛ بگونه ای که بعضا از آن به افسانه یاد مینمایند که عمدتا ریشه در برداشت آنان از وحی و پیامبری و علم الهی انبیاء و اوصیاء دارد.

چنانچه به تاریخ نگاه کنیم نمونه ای از تجلی این علم الهی در زندگانی علی ابن ابیطالب نیز بود انگاه که شهربانو دختر یزدگرد سوم را وقتی به اسارت گرفته به نزد عمر- خلیفه وقت - اوردند و شهربانو بفارسی تکلم می نمود و عمر که فارسی نمیدانست به زعم اینکه او توهین کرده است دستور قتلش را داد ولی علی بن ابیطالب بیان فارسی او را ترجمه نمود و او را از قتل نجات داد و سرانجام وی را به عقد امام حسین ع دراورد که امام سجاد ع از این بانوی گرامی متولد گردید.

اینها در شبهه خود می انگارند بعلت اینکه امامان به کلاس اموزش زبان خارجی نرفته بودند؛ پس سخن گفتن و نوشتن به زبانی دیگرافسانه ای نیش نیست؛ همین را مبنائی قرار دادند تا بجای تحقیق کافی در حوادث تاریخی ؛ آنرا افسانه تلقی نمایند و همچون دوران جاهلیت که در برخورد با پیام انبیاء آنرا سحر و جادو میدانستند و با این روش دربرابر انبیاء ؛ استراتژی تکذیب بر می گزیدند و نقش هدایتی آنان را به سخره میگرفتند؛ اینان نیز که حقیقت خدا و معنویت را انکار میکنند؛ چون قادر به تجزیه و تحلیل امور غیر مادی نیستند؛ بهترین راه فرار از تامل را افسانه پنداری دانسته؛ خود را از تحقیق آسوده نموده و به تکذیب روی آورده اند.

در حالیکه ما در قران به نمونه هائی از این دست بلکه فراتر از آن برمیخوریم که برای هیچ یک از پیروان ادیان ابراهیمی تردید پذیر نیست و در کتب آسمانی به آن تصریح شده است. از جمله آگاهی حضرت سلیمان نبی به منطق الطیر و تکلم با پرندگان و جانورانی همچون مورچه که در قران کریم به آن تصریح شده است. آیا در کجای عالم کلاس آموزش زبان پرنده یا مورچه وجود داشت که سلیمان از آن اموخته باشد؟ آیا چنین واقعیت تاریخی هم افسانه ای بیش نبوده است؟ آیا حرکت دادن تخت بلقیس با خودش از هزاران فرسنگ راه توسط کسی که بخشی از علم الکتاب را به تعبیر قران میدانست؛ قابل تامل نیست؟ آیا زبانشناسی ائمه معصوم از جمله علی بن ابیطالب ع که به تعبیر قران دارای علم الکتاب بود و بر این اعتقاد همه عالمان دینی و مفسرین قران از شیعه و سنی بر آن اذعان دارند؛ یا امام هادی ع که با نوشتاری به زبان رومی (ایتالیائی امروز) دختر قیصر روم را برای امام حسن عسگری ع خواستگاری مینماید؛ افسانه است؟

با کدامین منطق میتوان باور داشت که عیسی ع پیامبر عشق در گهواره با مردم اینگونه بلیغ سخن بگوید و یا پیامبر اسلام ص که به تصریح قرآن پیامبر امی (درس ناخوانده ) بود؛ ولی به لسان قوم سخن میگوید؛ با تکیه بر کتاب (آیات روشن خدا برای زندگی بهینه مردم) به هدایت و رهبری مبادرت نماید و نظامات سیاسی و اجتماعی مستحکمی را پی ریزی نماید؟ پیامبری که امروز نیز قلب هر اندیشمندی در جهان از تاثیر کلامش جلا می یابد و تحت تاثیر اصول فکری و روش و منش شخصیتی او قرار میگیرد.

حال از ضامن آهو شدن امام هشتم و سخن از امامان دیگر در گفتگو با حیوانات خواهم گذشت که مقوله ای است که طرحشان این مقال را مجالی نیست.


 

ب ) مبحث تئوری نیابت امام


در حوزه مبحث نظری تئوری نیابت امام ؛ توجه به چند نکته کلیدی حائز اهمیت و در خور تعمق و اندیشیدن است که ناگزیر با نگاه اجمالی از ان گذر میکنم و دعوت میکنم در این زمینه تحقیق و مطالعه عمیقتری انجام شود. وجهه همت امامان شیعه از امام سجاد ع تا امام جواد ع - به اقتضای شرائط سیاسی و فرهنگی زمان - بر تربیت نیروهای مسئول و متعهدی قرار گرفت که هر کدام از این بزرگان و شاگرانشان در عصر خود بمثابه قله هائی از فرهنگ و معارف دینی در جامعه درخشیدند.

برخی از این استوانه های تفکر شیعی هم عصر امام هادی ع ؛ ابن ابی عمیر بغدادی ؛ ابو جعفر محمد بن سنان زاهری ؛ احمد بن ابی نصر کوفی ؛ ابو تمام حبیب بن اوس طائی (شاعر مشهور زمان) ؛ ابوالحسن علی بن مهزیار اهوازی ؛ فضل بن شاذان نیشابوری و عبد العظیم حسنی بودند که هر کدام با کانون امامت و ولایت مرتبط و بلحاظ عهده داری نیابت امام هادی ع ؛ یا در تعقیب و آزار بودند ؛ یا بنوعی گرفتار زندان و تازیانه گردیدند.

همین امر یعنی عینیت گرائی دینی و برخوردار بودن از عالمان فاضل مورد وثوق که خود کوهی از علم و تقوا بودند ؛ بعلاوه غلبه علمی و معرفتی بالای خود ائمه علیهم السلام در جلسات مناظره علمی و فرهنگی که عمدتا از سوی دستگاه خلافت ترتیب داده میشد تا موقعیت امامان شیعه را در جامعه متزلزل نماید؛ باعث استحکام موضع امامت و ولایت گردید .

 مواضع درست و بیدارگرانه امام دهم بگونه ای متجلی بود که امام جماعت حرمین شریفین که منصوب دربار خلافت بود به متوکل عباسی مینویسد:

" اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی هست علی بن محمد (امام هادی ع) را از این دیار بیرون ببر که بیشتر از این ناحیه را مطیع و منقاد خود گردانیده است. "


چنین موضعی را والی مدینه نیز به متوکل متذکر میشود. و این نشان میدهد موضع امام موضع حدیث و تدریس نیست زیرا که شاگردان امام سجاد تا امام هشتم هر کدام در مقام پرورش عالمان متعهد و فاضل فعال بوده بگونه ای که امام هادی دغدغه عالم پروری نداشت و همین بزرگان علم و فقاهت بودند که بعنوان رابط امام و مردم در اقصا نقاط دنیای اسلام نگهبابان موضع فرهنگی دینی بودند.

اهمیت موضوع نیابت امام و جایگاه آن در جامعه اسلامی تا حدی است که عده ای در همین زمان بدروغ خود را نایب امام معرفی مینمایند که نامشان در تاریخ ثبت و درج شده و توسط امام ع نیز مورد تکذیب قرار گرفته است.

با توجه به رشد تشکیلات شیعی و سازماندهی آن و حساسیت دستگاه خلافت نسبت به نقش امام و جایگاه نواب ایشان در بین مردم این احتمال وجود دارد که این امر با هماهنگی دستگاه خلافت بخاطر ایجاد انحراف در جریان نیابت و یا نفوذ در کانون تشکیلاتی امام هادی ع صورت پذیرفته باشد. اگر حساسیت حاکمان عباسی را کالبد شکافی کنیم ریشه های نگرانی انتزاع مکه و مدینه از دستگاه خلافت را درمی یابیم. همانطور که همین امر (پیدایش نواب دروغین) در اعصار بعد از این در زمان امام عسگری ع و امام زمان عج تا زمان ما نیز تکرار و از حمایت قدرتهای استعماری برخوردار بوده اند و نامشان در تاریخ نیز ضبط گردیده است.

 این توجه امام به مواضع دیگر غیر درس و بحث علمی؛ موضعی تهدید امیز برای خلافت تلقی گردید تا سرانجام امام از مدینه به سامرا فراخوانده شد. بدین ترتیب در واقع 20 سال از دوران 33 ساله امامت امام هادی ع؛ در تبعید و زندان و تحت نظر قرار داشت.

از صحابه خاص امام در این ایام علی بن جعفر میناوی بود که توسط متوکل زندانی شد و تا آستانه قتل قرار گرفت. دیگری ادیب مشهور دوران ابن السکیت بود که توسط متوکل به شهادت رسید. و سرانجام حضرت عبدالعظیم حسنی که همچون علی بن مهزیار نائب الامام در اهواز؛ فرستاده ویژه امام هادی ع به ری و حراست کننده مواضع دینی و فرهنگی وفرهنگ سیاسی امام بودند. همان موضعی را که در سالیان طولانی بعد از امام هادی ع توسط امام حسن عسگری ع و امام عصر عج تعقیب گردید و به پیدایش سازمان روحانیت و در راس آن نهاد مرجعیت دینی منجر شد.

از برکات تئوری نیابت بطور عام در زمان خود ما همین الهی شدن دلها و پیدایش انقلاب اسلامی در این دوران به رهبری نائب الامام خمینی گردید. موضعی که مردم در شعارشان و بر حسب شعورشان انرا همواره در تعقیب اهداف والای انقلاب اسلامی فریاد میکنند. همان موضوعی که مبنای نظامات سیاسی و اجتماعی حاکمیت جمهوری اسلامی و رمز علاقمندی و تبعیت ملت از رهبری فرزانه انقلاب است.


 

ضمنا پيشاپيش فرا رسيدن عيد سعيد غدير را به همه شما عزيزانم تبريک و تهنيت عرض ميکنم و به همان مناسبت بحثی در غدير را در خدمت شما خواهم داشت. من الله التوفيق.

 

/ 7 نظر / 9 بازدید
ahsa\/\/

آرامش قشنگی که تو وبلاگت هست رو حس کردم خدا پشت و پناهت

نسيم حيات

هو الحق سلام عيد ولايت مبارک ببخشيد که متوجه منظور شما نشدم. پيشنهاد خوبی داديد که اعتراف می کنم من اصلا به آن فکر نکرده بودم . ولی نميدونم چی کار بايد کرد . مخصوصا که زمان گذشته است. به هر حال متشکرم عيد ولايت بر شما مبارک التماس دعا

digarestan

سلام دوست عزيز ازين که دعوتمو قبول کردی وبهم سر زدی ممنون . من آپم........ آرام باشيد و پريقين

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما ضمن تبريک عيد سعيد غدير خم بر شما و خانواده گراميتان و درود بر قلم توانمندتان بسيار زيبا و عالي مثل هميشه در ضمن با ستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي آموزنده ...اسرار و شگفتيهاي فرشتگان ....بروز شده و خوشحال خواهم شد سر بزنيد پس منتظر حضور گرمتان مثل هميشه هستم ......افسوس که نامه جواني طي شد ....وان تازه بهار زندگي دي شد ....آن مرغ طرب که نام او بود شباب .....فرياد ندانم که کي آمد کي شد .....در پناه حق ....

سروش

سلام بر شما دوست محترم ِ خوش حالم که دوباره زيارت پرمحتوای وينوشت شما نصيب اين حقير گرديد ؛وقت ررا مغتنم شمرده بدين وسيله عيد سعيد غدير را به شما وخانواده شريف تبريک می گويم .بدرود ....

پرنده مهاجر

سلام گرم در سرمای زمستون تقدیم به شما. عید غدیر رو تبریک می گم . امیدوارم تمام لحظاتتون مملو از شیرینی عید باشه

banoo

سلام سعادتی بزرگ است که نصيب هر کس نميشود در جوار حرم امام رضا بودن انهم در اين ايام مبارک نوشته هاتون مثل هميشه روشنگرانه و مفيد است ما را هم دعا کنيد مويد باشيد بانو