شبي فراتر از درك بشر:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

قسمت دوم:  مفهوم ليلةالقدر، آثار و نتايج آن

شب قدرى چنين عزيز و شريف

 با تو تا روز خفتنم هوس است

اى صبا امشبم مدد فرماى

 كه سحر گاه شكفتنم هوس است

 ديوان حافظ:غزل38

 

 

به نظر ميرسد احتمالا مصادف شدن شب شهادت امام على ع در اين ليالى و ولائى شدن دلها، امرى تصادفى نيست، يك تقدير الهىباشد تا مسير براي الهي شدن دلها هموار شودودلهاى ميهمانان خدابا تمسك به حلقه اتصال اسمان و زمين ،فلسفه وجوديدرك شب قدرمحقق شود.

شايد تاكيد امام خمينى (ره) بر اينكه "اگر سر ليله القدر و سر نزول ملائكه در شبقدر كه الان هم براى ولى الله اعظم حضرت صاحب سلام الله عليه اين معنا امتداد دارد، سر اينهارا بدانيم، همه مشكلات ما آسان ميشود(13) "، اشاره بر محوريت امامت و ولايت در شب عزيز قدرباشد. از اين رو قدر اين شب در درك اين روح و رنگ گرفتگى اين روحيه است و سنجش ميزانپيروى و تبعيت پذيرى ما است كه بايد ملائكه الله با نزولشان آنرا به محك بگيرند و در محضر ولايت امر، آنرا بسنجند.

شايد اين توصيه حضرت ابو جعفر امام باقر (ع ) كه فرمودند:   " اى گروه شيعه با سوره انا انزلنا احتجاج كنيد تا پيروز شويد(14) " ، از اين حيث باشد كه اگر امرى هستطبعا صاحبى دارد و رهروان ليله القدر با درك و دريافت پيام  ليله القدر، بايد كه با نمايش بلوغسياسى و اجتماعى خود، صاحب الامر خود را بشناسند تا تعيين مقدراتشان بدست هر شيفتهقدرتى نيفتد.

از اين زاويه ديد پيام مشتاقان درك ليله القدر به آنها كه تحقق و تداوم نظام ولائى را كه امروزهدر جامعه اسلامى ايران در قالب نظام ولايت فقيه تجلى يافته است، خوش ندارند، بدانند ضرورتوجودى ولايت امر پاسح به فلسفه وجودى ليله القدر است و مادام كه ليلةالقدري هست و احساس نيار ما به درك ليله القدر وجود دارد، برخوردارى از وجود ولى امرى آگاه، شجاع و عادل در جامعه اسلامى اجتناب ناپذير بوده، بلكهحق طبيعى و اصولى كسانى است كه در رمضان در تلاش درك ليله القدر خويش اند.

مگر نه اين است كه در جوشن كبير فرياد ميكنيم:يا من سبيله واضح للمنيبين  اى همه كسانى كهدر زمره اهل بصيرت ايد، پس براستى بياييم تا راه را گم نكنيم. ليله القدر، عرصه ظهور ضجههاىبى ارادتى نيست كه زجر رياضت كشان شود. ميزان سنجى روح حقيقت يابى ما در آشفته بازارفتنه ها و فتنه گريها و رديابى قدمگاه هاى امامت و ولايت حى و حاضر و ناظر در تمامى ستاد هاو صحنه هاست تا راه را گم نكنيم.

الف) اگر مفهوم القدر را در چارچوب "عظمت و بزرگى" بگيريم، بايد نتيجه تفكر در خلوت بيدارى در اين ليله الفضيله منتج به"عظم الخالق فى انفسهم و صغر ما دونه فى اعينهم(15) " و نتيجتا درك عظمت خدا وبى اعتنائى به قدرتهاى بزرگ جهانى شود. ليله القدرى كه احساس خطر دشمنان مستكبر امت هاىاسلامى در آن برانگيخته نگردد و در آن آمادگى براى فرج و دشمنى با ستمبارگان در ما ايجادنشود، و شب قدرى كه براى ما عارى از دشمن شناسى باشد و در آن آگاهى نسبت به مواضع خصمانه دشمنان امت اسلامى وجود نداشته باشد، ليله الضجه اى فاقد فلاح و رستگارى است.

پس بايد كه رهپويان ليله القدر از سرچشمههاى قدرت و ايمان در دعاى جوشن كبير بهره ببرند و با اعتقاد به" يا خير الفاتحين يا خير الناصرين يا خير الحاكمين " هژمونى جدايى دين از اخلاق وسياست رادر هم بشكنند و با عمق باور قلبى به"يا من لا يدوم الا ملكه يا من لا سلطان الا سلطانه"بر سلطه طلبى امپرياليسم امريكا غليه يابند و با تكيه بر"يامن لا حول و لا قوه الا به " ترس ازقدرتهاى شيطانى را به تمسخر بگيرند و خواب از چشم جهانخواران بربايند و همه عزت را در اينعقيده بيابند كه"يا من استسلم كل شىء لقدرته " و همه عزت خود را نه در آستانبوسى آمريكا و اروپا ، كهدر تقرب به بارگاه ملكوتى يگانه عزت بخش عالم هستى، جستچو نمايند كه در ليله القدر با زمزمه " يا من تعزز بقدرته  " در خلوت عشق و ارادت شان باور كنند كه سرچشمه عزت تنها در دستخداست كه اوست"يا من له العزه والجلال يا من له القدره والكمال يا من له الملك والجلال " از اينرو بر " ترس از قدرتهاى شيطانى " غلبه كنند. چرا كه در ليله القدر شان باور دارند كه خدايشانخدايى است" يا اقوى من كل قوىء."

ب) اگر القدر در چارچوب مفهوم " تضييق و تنگ كردن " در نظر گرفته شود كه ناظر بر حضور گسترده ملائكه الله در زمين است، آيا نبايد نتيجه تفكرات در خلوت احياء در ليله القدر منتج به"  ليخرج عباده من عباده الناس الى عباده الله(16) "  شود تا عرصه بر تداوم حيات كارگزاراننظامات بردگى و بندگى نوين ملتها اعم از احزاب سياسى منحرف و قدرتهاى شيطانى و ظالمجهانى تنگ گردد و از احياء در ليله القدر اين پيام بگوش آنها رسد كه: "اف لكم و لما تعبدون!" ( انبياء، آيه. 68(  

ج) اگر ليله القدر را در چارچوب مفهوم "تقدير و سرنوشت" تلقى كنيم، كه راغب مفهوم آنرا در قالبعبارت"ليله القدر راى ليله قيضها الامور مخصوصه(17)"قضاى امور مخصوصه مراد ميكند، ليله القدر در معارف اهل بيت ع، بعنوان "تقضى و تقدر من الامر العظيم المحتوم فى ليله القدر(18)"خواستگاه قضاى الهى و تقدير حكيمانه اش براى امور بزرگ قطعى و جلوه گاه " فيما تفرق منالامر الحكيم فى ليله القدر من القضاء الذى لا يرد و لا تبدل(19)  " جدا سازى امور حكيمانه تغييرناپذيرش از قضا و قدر الهى در شب عزيز قدر، است. چنانچه امام باقر (ع) بر اين مسئله تصريحمينمايند كه: " يقدر فى ليله القدر كل شىء (20) "پس ليله القدر ظرف سنجش سالانه، مقدراتقطعى و سرنوشت ساز و تمام امور حكيمه و مقدرات و پيشامدهاى انسانها از روى مصلحت وحكمت، تقدير و تحكيم قضاى كل امور و جدا سازى و تمايز مستمر اموراتيكساله جامعه منطبق بر حكمت و مصلحت، بمنزله امر محكم خدا، با تاكيد بر اراده آزاد انسانها در خواست و نياز و نقش محورى ولايتامام زمان (عج) بعنوان متمايز كننده و جدا ساز مقدرات يكساله است.چنانچه در تعابير وارده درادعيه خطاب به امام زمان (عج) ميخوانيم:"

/ 1 نظر / 5 بازدید
آبان

امشبم شب قدر التماس دعا.